X
تبلیغات
سکوتــــــ عشقـــــ
سکوتــــــ عشقـــــ



Home |TW| Profile |TW| Daily |TW| Design
normal love persianv com %2810%29 تكه متن هاي كوتاه عاشقانه و رمانتيك همراه عكس

خدایا!

دستانی را در دستانم قرار بده

که پاهایش با دیگری پیش نرود...

| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 13:14 | شیدا
ســاده نيـسـت....
گذشـتـن از كسـي كـه
!!!
گذشــته هـايـت را
...
ســاخــته است
.
| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 13:13 | شیدا

همیشه مثله بارون باش


اما هیچوقت چشم کسی رو بارونی نکن 


شاید برایش تنها ترینی ...


 

| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 13:10 | شیدا

کاش می شد روی خط سرنوشت

روزهای با تو بودن را نوشت..

سرنوشت , ننوشت

گر نوشت , بد نوشت

اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !

باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد

میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.

و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.

وباز قصه پر غصه تکرار  ....

روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده

و شاخ و برگ تماشایی داشتم .

عاشق شدم . . . !!!!

عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!

و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور

تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،

چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن

و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم

درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس

سرنوشتم چه بود ؟

حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه ای

نه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیند

و برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد

دوباره پر باز کند و به اوج برود

و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه

رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد

من در آتش میسوختم و او . . .

و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم بر

خطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند

روزی درختی بودم تنومند که عشق مرا به زغالی

تبدیل کرد سیاه و دل سوخته . . .

 

| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 13:6 | شیدا

normal_2726_2


هزار بار آمدم خطت بزنم از قلبم


خود خودت را


یادت را


اسمت را


اما…


فقط قلبم پر شد از خط خطی های عاشقانه…

| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 12:57 | شیدا
normal_Avazak_ir-Girl49


در سرم تویی

در چشمم تویی

در قلبم تو

من ، عکس دسته جمعی توام . . .

| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 12:54 | شیدا

waiting_for_a_train-wallpaper-1600x900

زیـر بـآرآטּ رآه میرفتـــ


امســآل رآه رفتـטּ او رآ


بــآכیگــرے زیـر اشڪـهـ ـآے خوכ כیدҐ…


| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 12:54 | شیدا
نـبـودنـت بـاعـــث شــد کـمـي مــــدرن تــر بـنــويــســم... 
ايـن تنـهـا ســودي بـود کـه از تـــو بـه مــن رسـيـد
!!
 
ســــپاس فـراوان از تــــو بـراي نبــودنـــت
...
| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 12:52 | شیدا
بعضــــــي ها گـــريه نمي کنند !
اما
...
از چشـــــم هايشان معـلـوم است ؛
که اشکــــي به بــزرگي يــک سـکــــوت ،
گــــوشه ي چشـمـشان به کميــــــن نشــستـه
| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 12:50 | شیدا
روزي مـيـرسـد . . .
در حـسـرتـم بـمـانـي
در روزي بـارانـي ، مـن در اوج و تـو در ويـرانـي
. . .
يـه روزي صـادقـانـه صـدايـت کـردم
. . .
عـاشـقـانـه نـگـاهـت کـردم
. . .
حـالـا عـاجـزانـه نـگـام مـيـکـنـي
بـا حـسـرت صـدام مـيـکـنـي
امـــا فــقــط
بـــــرو
. . .


| پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 12:47 | شیدا

Template World